دبيرستان فجر اسلام
۱۳٩۱/٢/٢٩
مرغ و خیابان؟! ... نظرات() 

سوال: چرا مرغ از خیابان رد شد؟

 

ــ ارسطو : طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود

 

ــ مارکس : مرغ باید از خیابان رد میشد. این از نظر تاریخی اجتناب ناپذیر بود.

 

ــ خاتمی : چون میخواست با مرغهای آن طرف خیابان گفتگو بکند.

 

ــ نیچه : چرا که نه؟

 

ــ فروید : اصولاً مشغول شدن ذهن شما با این سؤال نشان میدهد که به نوعی عدم اطمینان جنسی دچار هستید . آیا دربچگی شصت خود را می مکیدید؟

 

ــ داروین : طبیعت مرغ را برای این توانمندی ردشدن از خیابانانتخاب کرده است.

 

ــ همینگوی : برای مردن . در زیرباران.

 

ــ اینشتین : رابطه ی مرغ و خیابان نسبی است.

 

ــ سیمون دوبوار : مرغ نماد زن وهویت پایمال شده اوست. رد شدن از خیابان در واقع کوشش بیهوده ی او در فرار از سنتها وارزشهای مردسالارانه را نشان میدهد.

 

ــ پاپ اعظم : باید بدانیم که هرروز میلیونها مرغ در مرغدانی می مانند و از خیابان رد نمیشوند. توجه ما باید به آنها معطوف باشد. چرا همیشه فقط باید درباره مرغی صحبت کنیم که از خیابان رد میشود؟

 

ــ صادق هدایت : از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود غافل از اینکه آنطرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر.

 

ــ شیرین عبادی : نباید گمان کرد که رد شدن مرغ از خیابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنیا پذیرفته شده که اسلام کسی را فراری نمیدهد.

 

ــ روانشناس : آیا هر کدام از ما در درون خود یک مرغ نداریم که میخواهد از خیابان رد شود؟

 

ــ نیل آرمسترانگ : یک قدم کوچک برای مرغ، و یک قدم بزرگ برای مرغها.

 

ــ حافظ : عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران برتو نخواهند نوشت.

 

ــ بیل کلینتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.

 

ــ ناصرالدینشاه : یک حالتی به ما دست داد و ما فرمودیم ازخیابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.

 

ــ سهراب سپهری : مرغ را در قدمهای خود بفهمیم، و از درخت کنار خیابان، شادمانه سیب بچینیم.

 

ــ طرفدار داستانهای علمی تخیلی : این مرغ نبود که ازخیابان رد شد. مرغ خیابان و تمام جهان هستی را به عقب راند.

 

ــ اریش فون دنیکن : مثل هر باردیگر که صحبتموجودات فضاییست، جهان دانش واقعیات را کتمان میکند . مگر آنتن های روی سر مرغ را ندیدید؟

 

ــ سعدی : حکایت آن مرغ مناسب حال تو است که شنیدم که درآن سوی خیابان و در راه بیابان و در مشایعتمردی آسیابان بود.

وی را گفتم : از چه رو تعجیل کنی؟

گفت : ندانم و اگر دانم نگویم و اگر گویم انکار کنی.

 

ــ رنه دکارت : از کجا میدانید که مرغ وجود دارد؟ یا خیابان؟

 

ــ لات محل : به گور پدرش میخنده هیشکی نمتونه تو محل ما ازخیابون رد بشه.

 

ــ بودا : با این پرسش طبیعت مرغانه ی خود را نفی میکنی.

 

ــ پدرخوانده : جای دوری نمیتواند برود.

 

ــ فروغ فرخزاد : آه آه از خیابانهای کودکی من، هیچ مرغی رد نشد.

 

ــ ماکیاولی : مهم اینست که مرغ از خیابان رد شد. دلیلش هیچ اهمیتی ندارد. رسیدن به هدف، هرنوع انگیزه را توجیه میکند.

 

ــ پاریس هیلتون : خوب لابد اونور خیابون یه بوتیک باحال دیده بوده.

 

ــ احمدی نژاد : خیابان و فناوری رد شدن از خیابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمی جوانان ایران و حق ملت ایران است . ما به رد شدن از خیابان ادامه خواهیم داد . موج معنویت و بیداری در دنیای اسلام، به امید خدا به زودی مرغان صهیونیست را از صحنه روزگار حذف خواهد کرد.

 

ــ فردوسی پور : چه میـــــــــکــنه این مرغه


 

 

۱۳٩۱/٢/٢٥
تست روانشناسی ... نظرات() 

 جدیدترین تست روانشناسی (حتما امتحان کنید)

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:


1)
چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،

ب- عصر و غروب،

ج _ شب


2)
معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،

ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،

ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،

د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته


3)
وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،

ب- دستها را در هم قلاب مى کنید،

ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،

د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،

و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید


4)
وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،

ب- چهارزانو،

ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،

د _ یک پا زیر دیگرى خم



5)
وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،

ب _ خنده، اما نه بلند،

ج _ با پوزخند کوچک،

د _ لبخند بزرگ،

ه_ لبخند کوچک


6)
وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید

ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید

ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید





7)
سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید

ب _ بسختى ناراحت مى شوید

ج _ حالتى بینابین این 2 حالت ایجاد مى شود


8)
کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى

ب- سیاه

ج- زرد یا آبى کمرنگ

د- سبز

ه- آبى تیره یا ارغوانى

و- سفید

ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش


9)
وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت

ب- روى شکم (دمر)

ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى

د- سر بر روى یک دست

ه- سر زیر پتو یا ملافه...





10)
آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.

ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.

ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.

د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.

ه- اصلاً خواب نمى بینید.

و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید


امتیازات



سؤال اول: الف(2 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (6 امتیاز)

سؤال دوم: الف (6امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (7 امتیاز)، د (2 امتیاز)، ه (1 امتیاز)

سؤال سوم: الف (4 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (5 امتیاز)، د (7 امتیاز)، ه (6 امتیاز)

سؤال چهارم: الف (4 امتیاز)، ب (6 امتیاز)، ج (2 امتیاز)، د (1 امتیاز)

سؤال پنجم: الف (6 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (3 امتیاز)، د (5 امتیاز)، ه (2 ا متیاز)

سؤال ششم: الف (6 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (2 امتیاز)

سؤال هفتم: الف (6 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (4 امتیاز)

سؤال هشتم: الف (6 امتیاز)، ب (7 امتیاز)، ج (5امتیاز)، د (4 امتیاز)، ه (3 امتیاز) و (2 امتیاز)، ز (1 امتیاز)

سؤال نهم: الف (7 امتیاز)، ب (6 امتیاز)، ج (4 امتیاز)، د (2 امتیاز)، ه (1 امتیاز)

سؤال دهم: الف (4 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (3 امتیاز)، د (5 امتیاز)، ه (6 امتیاز)، و (1 امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.


نتیجه گیرى:

*
اگر امتیاز شما بالاى 60 است

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.



*
اگر از 51 تا 60 امتیاز دارید

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بسترهیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.



*
اگر از 41 تا 50 امتیاز به دست آوردید

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.


*
اگر 31 تا 40 امتیاز نصیب شما شد

بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.


*
از 21 تا 30 امتیاز

در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.


*
و اگر کمتر از 21 امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!


۱۳٩۱/٢/٢٥
موفقیت درسن ........؟! ... نظرات() 
 
در ۴ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در 7 سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٣۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ۴۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ۵۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ۶٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ۶۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧۵ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار!!
 
 

۱۳٩۱/٢/٢٥
منابع مذیریتی ... نظرات() 

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن

یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار

مهموندارمیگه چرا این کارو کردی؟

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!

چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو

میپاشه به مهموندار

مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره

خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...

مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن

یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار

مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟

خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی

اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما

میبرن

که بندازنش بیرون

خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه

کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری

پررو بازی دربیاری!!!

 

نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت  ارزیابی کنید


۱۳٩۱/٢/٢٤
دروغهای مدرسه ای ... نظرات() 

جوان امروز: حکایت من و مدرسه و دروغ، حکایت من است و شب کویر و ستاره. اما ظاهرا چرخه یکسان بوده و اساتید نیز هر از چندی دروغی را به اذهان خام ما می بسته اند که دانستن آنها جدای از یادآوری خاطرات شیرین و سخت گذشته، مزید نمکی است بر دردهای چوب و شلنگ (همدردی مجدد با دهه پنجاه و شصتی ها).

۱-نیوتن جاذبه را به خاطر افتادن سیب بر روی سرش کشف کرد. این داستان را همیشه در مدرسه ها می شنیدیم که نیوتن عزیز زیر درخت سیب نشسته بوده و سیبی که در همان اثنا روی سرش می افتد او را به فکر می اندازد و نهایتا قانون جاذبه توسط او کشف می شود. اما واقعیت این است که خود نیوتن هیچگاه این داستان را مطرح نکرده است و این داستان چندین دهه پس از کشف قانون نیوتن و بعد از مرگ وی بر سر زبانها افتاد. شاید این داستان را باید بزرگترین دروغی که در مدرسه ها به ما گفته اند نام گذاشت.

 ۲- فصل ها بخاطر نزدیکی زمین به خورشید بوجود می آیند. به ما یاد دادند که بخاطر تغییر فاصله زمین از خورشید فصل ها از بهار به تابستان، پاییز و زمستان تغییر می کنند. این افسانه غلط است. در واقع در بسیاری از شهرها در فصل تابستان، فاصله بین زمین و خورشید، بیشتر از فصل های دیگر است. تحقیقات علمی این نکته را اثبات کرده اند که تغییر فصول بدلیل تغییر زاویه زمین بر روی محور خود ایجاد می گردد. هنگامی که زمای به صورت عمود بر خورشید قرار می گیرد تشعشع بیشتری را نیز دریافت می کند.

۳- سیاه چاله هر چه در اطرافش باشد را می خورد. (به درون خود می کشد) در مدرسه تصور شرورانه ای از سیاه چاله به ما دادند و می گفتند که سیاه چاله هر شئ اطرافش را بدرون خود می کشد. اما این تمام حقیقت نیست. سیاه چاله اجسام را به داخل خودش می کشد اما نه لزوما همه اجسام. به دلیل گرایش بالا در سطج سیاه چاله عمل کشش به سمت سیاه چاله رخ می دهد اما همواره این گرایش بر گرایش دیگر ستاره ها برتری نخواهد داشت.

 ۴- دیوار چین از کره ماه قابل رویت است. این داستان هیچ گاه به اثبات نرسیده است و در هیچ تصویر گرفته شده از خارج زمین، دیوار چین را نمی توان دید.

۵- هشت لیوان آب در طول روز برای سلامتی ضروری است. این یک باور عمومی است که برای زنده ماندن حتما می بایست آب خورد. و روزی هشت لیوان آب را ضروری می دانستند. اما واقعیت کمی متفاوت تر است. به منظور حفظ هیدراته بدن، می توانیم از نوشیدنی های دیگر نظیر میوه، آب میوه و سبزیجات استفاده کنیم که نیاز بدن به آب را تا حدودی تامین می کنند. بنابراین صرف ضرورت نوشیدن روزی هشت لیوان آب کاملا اشتباه است.

۶- مغز انسان دارای حواس پنج گانه است. این واقعیت که مغز انسان دارای پنج حس بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و لامسه است را همه در مدرسه ها آموخته ایم. اما این نیز یک فریب علمی بزرگ است. چرا که دانشمندان معتقدند مغز انسان دارای حواس دیگری نظیر حس تعادل، سرعت، گرسنگی، خارش، اکستراپولیت درد، اکستراپولیت حرارت (اکستراپولیت به این معنی است که شما قسمتی از موضوع را بدانید و بقیه آنرا بتوانید پیش بینی کنید. این مورد در نمودار های تحلیلی بسیار کاربرد دارد که نرم افزارهای محاسبه گر ادامه نمودار را با توجه به قسمت های موجود نمودار اکستراپوله می کنند) و امثالهم است. دانشمندان معتقد به این قضیه، حواس انسان را بین ۹ تا ۲۰ حس متغییر دانسته اند.

۷- همه انسان ها متفاوت هستند. در تعالیم مدرسه این افسانه قهریه را آموختیم که چون انسان ها شیوه آموزش متفاوت دارند لذا با یکدیگر متفاوت هستند. اما تحقیقات و آزمایشات علمی حقیقت دیگری را به اثبات رسانده اند. حقیقت این است که انسان ها هنگام قرار گرفتن در معرض موارد مشابه، رفتار یکسانی را نشان می دهند. و با توجه به تحقیقات تنها ویژگی های ظاهری بسیار از انسان ها متفاوت می باشد اما ویژگی رفتاری آنها در شرایط مشابه، یکسان است. (خوانندگان عزیز توجه نمایند که صحبت از تفکر جمعی و علمی درمیان است و وجود استثناء در اینگونه تحقیقات کاملا بدیهی به تظر می رسد و چه بسا تایید کننده صحت آزمایش باشد).

۸- گاز CO2 آلاینده است و مضر. حتما بیانیه های مختلف در مورد کاهش مصرف گاز دی اکسیدکربن جهت کنترل گرمایش زمین وکمک به محیط زیست شنیده اید و همگی متفق القول از تاثیر منفی این گاز بر محیط زیست و سلامتی و آلودگی های آن صحبت کرده اند. اما حقیقت بازهم کمی متفاوت تر است. CO2 مسئول اینهمه آلودگی نیست. حدود ۸۰% از اتمسفر را گاز نیتروژن تشکیل داده است. اگر این مقدار بیشتر بود، بعنوان مثال اگر ۱۰۰% آن نیتروژن بود ما دیگر قادر به زندگی بر روی زمین نمی بودیم. حیات بر روی کره مین بدون وجود CO2 نیز غیر ممکن است.  چرا که گیاهان برای رشد و نمو نیاز به دی اکسید کربن دارند. در واقع مواد سمی صنایع مخلوط شده با CO2 مسئول آلودگی آن است.

۹- خفاش کور است. در کلاس های درس آموختیم که خفاش ها کور هستند. اما درست نیست چرا که خفاش ها از سیستم Biosonar برای شناخت دنیای پیرامون خود استفاده می کنند. خفاش با دریافت پژواک صدای فرستاده شده می تواند موقعیت تمامی اشیاء اطرافش را تشخیص دهد. این سیستم تشخیص اشیاء بسیار دقیق و پیچیده است و شاید بهتر بود بجای لفظ کور برای سیستم بینایی پر برکت(نمی دونم چرا این اصطلاح را نوشتم!) خفاش، اصطلاح بهتری را به کار می بردند.

 ۱۰- صدای اردک اکو نمی شود. (کواک کواک) خوب یادم هست که آموخته بودم صدای اردک ها اکو نمی شود. اما در آن روزگاران مثل بقیه آموخته هایم هیچ علاقه ای به دانستن دلیلش نداشتم. اما امروز دارم و میدانم! صدای اردک اکو می شود و مسئله این است که گوش ما انسانها قادر به شنیدن صدای اکو آن نیست. دانشمندان با طراحی اتاق مخصوص توانستند پژواک صدای اردک را بشنون

۱۳٩۱/٢/۱٥
حراج شیطان ... نظرات() 

شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسه‌های قدیمی و در انبار مانده‌اش را به حراج بگذارد. در روزنامه‌ای آگهی داد و تمام روز، مشتری ها را در دفتر کارش پذیرفت.

حراج جالبی بود: سنگ‌هایی برای لغزش در تقوا، آینه‌هایی که آدم را مهم جلوه می‌داد، عینک‌هایی که دیگران را بی‌اهمیت نشان می‌داد. روی دیوار اشیایی آویخته بود که توجه همه را جلب می‌کرد: خنجرهایی با تیغه‌های خمیده که آدم می‌توانست آن‌ها را در پشت دیگری فرو کند، و ضبط صوت‌هایی که فقط غیبت و دروغ را ضبط می کرد.

 

شیطان رو به خریدارها فریاد می زد: "نگران قیمت نباشید! الان بردارید و هر وقت داشتید، پولش را بدهید."

یکی از مشتری‌ها در گوشه‌ای دو شیء بسیار فرسوده دید که هیچکس به آن‌ها توجه نمی‌کرد. اما خیلی گران بودند. تعجب کرد و خواست دلیل آن اختلاف فاحش را بفهمد.

شیطان خندید و پاسخ داد: "فرسودگی‌شان به خاطر این است که خیلی از آن ها استفاده کرده‌ام. اگر زیاد جلب توجه می کردند، مردم می‌فهمیدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند.

با این حال قیمت شان کاملاً مناسب است. یکی شان "شک" است و آن یکی "عقدة حقارت". تمام وسوسه‌های دیگر فقط حرف می‌زنند، این دو وسوسه عمل می کنند......

۱۳٩۱/٢/۱٥
معنای دگر ... نظرات() 

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد … در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟ شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟! زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت: آره یادمه.شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم رفته مسافرت ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟! زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود! مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟! زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…! مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم "


 

۱۳٩۱/٢/۱٥
پیوند مغز ... نظرات() 

بالاخره دکتر وارد شد ، با نگاهی خسته ، ناراحت و جدی .

دکتر در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود
گفت :"متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم ,
تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه ."


"این عمل ، کاملا در مرحله أزمایش ، ریسکی و خطرناکه
ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره,
بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین ."


اعضا خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردن ,
 بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :" خب , قیمت یه مغز چنده؟";


دکتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یک مرد و 200$ برای مغز یک زن ."

موقعیت نا جوری بود , أقایون داخل اتاق سعی می کردن نخندند و نگاهشون با خانمهای داخل اتاق تلاقی نکنه , بعضی ها هم با خودشون پوز خند می زدند !


بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که :
 "چرا مغز آقایون گرونتره ؟ "


دکتر با معصومیت بچگانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که :
" این قیمت استاندارد مغز ه !
ولی مغز خانمها چون استفاده میشه، خب دست دومه وطبیعتا ارزونتر !! . "


 

 

 

 

 

۱۳٩۱/٢/۱٥
واکنش ... نظرات() 

واکنش!!

 

اگـر حشــره‌ای در یـک فنـــجان قهــــوه بیفتد، تصور می کنیـــد ;

واکنــــش

یک آمریکایی،   انگلیسی،   چینی   و یک صهیونیست اسرائیلی چه خواهــــد بود؟!

 

مرد انگلیسی: وی فنجان را به خیابان پرتاب و کافه را ترک می کند.

مرد آمریکایی: حشره را خارج می‌کند و قهوه را سر می‌کشد!

مرد چینی : حشره و قهوه را با هم سر می‌کشد.

ولی مرد اسرائیلی:

۱- قهوه را به آمریکایی می‌فروشد و حشره را به چینی.

۲- در تمام رسانه‌ها شیون و زاری می‌کند که امنیتش در خطر است.

۳- فلسطین، حزب‌الله، سوریه و ایران را متهم می‌کند که “جنگ میکروبی” به راه انداخته‌اند.

۴- همچنان به کولی‌بازی و «ننه من غریبم» خود درباره شکنجه یهودیان در هولوکاست هیتلری و سامی‌ستیزی و زیرپا گذاشتن حقوق بشر یهودی ادامه می‌دهد.

۵- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواهد خواست که به مردم خود بگوید دست از حشره انداختن در فنجان‌های قهوه بردارند.

۶- از آمریکا درخواست کمک نظامی فوری و وام یک میلیارد دلاری (با قابلیت بازپرداخت یکصد ساله) می‌کند تا یک فنجان قهوه دیگر سفارش دهد.

۷- قهوه‌چی مجبور خواهد بود که غرامت این کار را با تقدیم قهوه مجانی به وی تا پایان قرن جبران کند.

۸- سرانجام ـ و نه به عنوان آخرین اقدام ـ تمام دنیا را متهم می‌کند که فقط ایستادند و نگاه کردند و با آن‌که او یک انسان معمولی است و برای اولین بار به قهوه‌خانه رفته است تا اولین قهوه‌اش را از زمان خروج چندین قرن پیشِ یهود از مصر صرف کند، برای مصیبت او اندوهگین نشدند!


 

 

 

۱۳٩۱/٢/۱
یک حقیقت کوچک ... نظرات() 

یک حقیقت کوچک  Alittle Sweet truth

  اگر

 A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

(تلاش سخت

 Hard work

 H+A+R+D+W+O+ R+K

 8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

 (دانش)

 Knowledge

 K+N+O+W+L+E+ D+G+E

 11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

 (عشق)

 Love

 L+O+V+E

 12+15+22+5=54%

خیلی از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟

 پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟

 (پول)

 Money

 M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

 (رهبری)

 Leadership

 L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

 12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

 پس برای رسیدن به اوج چه کنیم؟

 (نگرش) Attitude

 1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.

  نگرش همه چیز را عوض میکند، نگرشت را عوض کن همه چیز عوض میشود